تبليغاتX
بچه ها سلام

چابهار یکی از شهرستانهای زیبای استان سیستان و بلوچستان است که از شمال به شهرستانهای ایرانشهر و نیکشهر و از شرق به مرز پاکستان ، از جنوب به دریای عمان واز غرب به استان هرمزگان محدود میشود.

بندرچابهار مرکز این شهرستان ، از خوش آب و هواترین بنادر جنوبی ایران است و به همین دلیل به چابهار یا چهاربهار نام گذاری شده است . در این شهر و اطراف آن نقاط باستانی و جذابیت های طبیعی و توریستی زیادی وجود دارد از جمله این آثار و جذابیتها میتوان کوههای مریخی ، کوه گل فشان ، تالاب لیپار ،قلعه پرتقالیها ، تمساح پوزه کوتاه ، بازار سنتی چابهار ، روستای تاریخی تیس و چندین اثر دیگر اشاره کرد.

ساحل دریای چابهار بصورت صخره ای است و بطری است که وقتی امواج دریا به آنها برخورد میکند بصورت بسیار زیبایی به آسمان پرتاب میشود گویی که طوفان عظیمی رخ داده است .

در کنار شهر چابهار منطقه ای بسیار وسیع بنام منطقه آزاد تجاری – صنعتی چابهار وجود دارد ، که در آن خیابان کشی و محوطه ها و فضای سبز بسیار زیبایی ایجاد کرده اند همچنین این منطقه دارای مراکز خرید و پاساژهای بسیار بزرگی است که مردم از سایر استانها و شهرهای کشور و خارج کشور برای خرید به آنجا مراجعه میکنند. بازار قدیمی چابهار که معروف به بازار دکه ها است در مرکز شهر واقع شده و بصورت یک راهروی طولانی است که در در طرف آن فروشندگان در مغازه های کوچک با دیوارهای چوبی اجناس خود را میفروشند و این بازار از سرزندگی و هیجان قابل توجهی برخوردار است این بازار در سالهای گذشته دچار آتش سوزی شده و آن را مجددا بازسازی کرده اند. به هر حال این شهر که یکی از دورافتاده ترین شهرهای کشور است در انتظار دیدار سایر هموطنان میباشد و فاصله آن تا شهر ما حدود 2200 کیلومتر است البته بندر کنارک که در فاصله 50 کیلومتری چابهار است دارای فرودگاه میباشد که سفر به این شهر را اسان میکند.

نوشته شده توسط كيميا ماني فر در شنبه پنجم اردیبهشت 1388 |

 

دستگاه عصبی به دو قسمت دستگاه عصبی مرکزی و دستگاه عصبی محیطی تقسیم می‌شود. دستگاه عصبی مرکزی شامل مغز و نخاع و دستگاه عصبی محیطی شامل عقده‌ها یا گره‌های عصبی و اعصاب بیرون از دستگاه عصبی مرکزی است.




 

مقدمه

دستگاه عصبی با داشتن نورونها ، هدایت تحریکات را به عهده دارد. تحریکات را حس می‌کند به مغز می‌فرستد در مقابل بخش تحریک شده که تحریک را حس کرده است واکنش نشان می‌دهد. این تحریکات اکثر اوقات از طریق نورونهای واسط صورت می‌گیرد. زیرا به ندرت یک نورون بسیار بلند در بدن یافت می‌شود. تحریکات باعث تولید مواد شیمیایی می‌شوند، این واسطه‌های شیمیایی از راس انشعابات انتهایی اکسون و دندریت که غالب اندامکهای جسم سلولی را دارا هستند، تولید می‌شوند.

پرده‌های مغز و نخاع

سطح بیرونی مغز و نخاع توسط سه پرده یا شامه پوشیده شده است پرده بیرونی سخت شامه ، میانی عنکبوتیه و درونی نرم شامه نامیده می‌شود. سطح بیرونی پرده‌ها بوسیله مزوتلیوم پوشیده شده است.

نخاع

نخاع رابط مغز و قسمتهای دیگر بدن است اعصاب در فواصل معین به نخاع وارد و یا از آن خارج می‌شوند. اعصاب حسی از طریق ریشه‌های پشتی وارد نخاع می‌شوند اعصاب حرکتی ریشه‌های شکمی نخاع را ترک می‌کنند. دو ریشه پشتی و شکمی به هم متصل شده و اعصاب نخاعی را می‌سازند.

مقطع نخاع

مقطع نخاع دارای دو بخش خاکستری و سفید است بخش خاکستری تقریبا به شکل H در وسط نخاع قرار دارد. این بخش غالبا جسم سلولی و دندریت نورونهای فاقد میلین را در خود جای داده است. بخش خاکستری توسط بخش سفید با ستونهای شکمی ، جانبی و پشتی احاطه شده است. این ستونها دارای اعصاب میلین‌دار هستند. رنگ سفید این بخش به خاطر وجود میلین است ستونهای بخش سفید دارای رشته‌های بدون میلین هستند. بازوهای H به نام شاخهای پشتی و شکمی نخاع خوانده می‌شوند. شاخهای پشتی را آوران یا حسی و شاخهای شکمی را وابران یا حرکتی می‌نامند.

اعمال حرکتی نخاع

در نخاع بین سلولهای حسی و حرکتی تعداد زیادی ارتباطات چند نورونی وجود دارد که فعالیت آنها یا باعث آغاز حرکت و یا ممانعت از آن می‌شود این ارتباطات اساس رفلکسهای نخاعی است.حرکت رفلکسی به عنوان پاسخی در قبال تحریک حسی است. از نخاع ، 31 جفت عصب خارج می‌شود که بطور قرینه به اندامهای مختلف چپ و راست بدن می‌روند. محل خروج این اعصاب از فاصله بین مهره‌ها است. هر عصب دارای دو ریشه پشتی و شکمی است در مسیر ریشه پشتی یک گره عصبی هم وجود دارد که جسم سلولی نورونهای حسی در آن واقع است. ریشه شکمی نخاعی ، حرکتی است و رشته‌هایی که در آن قرار دارند فرمانها را از نخاع به طرف ماهیچه‌ها یا غده‌های بدن می برند. جسم سلولی مرتبط با این رشته‌ها در ماده خاکستری نخاع واقع است.


 

مغز

مغز بخشی از دستگاه عصبی مرکزی است که در بالای نخاع و درون جمجمه جای دارد این بخش از پایین به بالا شامل پیاز نخاع ، پل مغزی و مخچه ، مغز میانی ، مغز واسطه‌ای و نیمکره‌های مخ است.

نیمکره‌های مخ

دو نیمکره مخ توسط پلی از ماده سفید به نام جسم پینه‌ای بهم مربوطند. هر نیمکره با دو بخش سفید در وسط و خاکستری در قشر مشخص شده است. بخش خاکستری به ضخامت 3 - 2 میلیمتر این قسمت مخ را تشکیل می‌دهد. انواع نورونهایی که در قشر مخ وجود دارند عبارتند از: سلولهای افقی یا کانال ، هرمی ، ستاره‌ای یا دانه‌ای ، دوکی و چند شکلی. هر قسمت از قشر خاکستری مخ کار ویژه‌ای را برعهده دارد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت واقع است. بخشی از قشر خاکستری مخ هم مرکز حرکات ارادی است.

مخچه

مخچه که تعادل بدن را حفظ می‌کند دارای بخش خاکستری در قشر و بخش سفید در مرکز است. قشر مخچه دارای سه طبقه است: طبقه ذره‌ای در بیرون ، دانه‌ای در درون ، و پورکنژ در وسط. مخچه بوسیله سه جفت پایک که شامل دسته‌هایی از تارهای عصبی می‌باشند با مغز میانی ارتباط برقرار می‌کند. در مرکز مخچه ، هسته‌های مرکزی مخچه قرار دارند. این هسته‌ها از جنس بخش خاکستری هستند که بوسیله بخش سفید احاطه شده است.

هسته‌های مرکزی مخچه از بیرون به درون عبارتند از: هسته دانه‌دار ، هسته سه گوش ، هسته مدور ، هسته فاسیتژیال که هر یک در درون دیگری قرار دارد. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کنند. پیامهای حرکتی که از مخ به اندامها می‌رود. توسط مخچه ، تقویت و هماهنگ می‌شوند. برای کار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند. در کل کارهای که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل‌النخاع

این بخش را می‌توان به عنوان ناحیه وسیعی از نخاع تلقی نمود که شکل آن در انسان شبیه پیاز است. بصل‌النخاع بدون مرز مشخص با نخاع ارتباط حاصل می‌کند در حالی که با بخشهای فوقانی تر دارای مرزهای مشخصتر است. بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است و فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند به همن سبب یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد.


 

عقده عصبی

یک عقده عصبی دارای تعداد زیادی نورون است که درون کپسولی از بافت پیوندی قرار گرفته‌اند. تعداد این نورونها ممکن است به 50000 عدد برسد در نتیجه اندازه عقده‌ها متفاوت است هر نورون عقده یک سلول گانگلیون خوانده می‌شود.

دستگاه عصبی محیطی

رشته‌های عصبی عقده‌های نخاعی- جمجمه‌ای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار می‌روند و شامل سه گروه عصب است: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع می‌روند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و غده‌ها می‌روند و اعصاب مختلط که شامل رشته‌های حسی و حرکتی هستند.

اعصاب پیکری و خودمختار

اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها می‌روند.

·         بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچه‌ای مخطط می‌برند و ارادی هستند.

·         بخش خودمختار: که غیر ارادی است این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه ، شش و ... را اداره می‌کنند.

رشته این اعصاب خود به دو صورت سمپاتیک و پاراسمپاتیک نامگذاری می شوند. اعصاب سمپاتیک به دو ردیف گره عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اعصاب سمپاتیک بدن را برای فعالیت بیشتر آماده می کنند. اعصاب پاراسمپاتیک برخلاف اعصاب سمپاتیک عمل می‌کنند مهمترین عصب پاراسمپاتیک از بصل‌النخاع آغاز می‌شود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم می‌رسد.

نوشته شده توسط كيميا ماني فر در یکشنبه سی ام فروردین 1388 |
 

some of the Best Moments in Life:
بهترین لحظات زندگی

·        To fall in love.
عاشق شدن
·       

 To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخندید که دلتون درد بگیره


·        o find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتید ببینید هزار تا ایمیل دارید


·        To go for a vacation to some pretty place.
به یه جای خوشگل برید برای مسافرت


·        To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از رادیو گوش بدید


·        To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب برید و به صدای بارش بارون گوش بدید


·        To leave the! shower and find that the towel is warm.
از حموم که اومدید بیرون ببینید حو لتون گرمه


·        To clear your last exam.
آخرین امتحانتون رو پاس کنید


·        To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
یه کسی که معمولا" زیاد نمیبینینش ولی دلتون می خواد ببینید بهتون تلفن کنه


·        To find money in a pant that you haven't used since last year .
توی یه شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردید پول پیدا کنید

·        To laugh at yourself looking at mirror, making faces.)
برای خودتون تو آینه شکل در بیارید و بهش بخندید


·        Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشید که ساعتها هم طول بکشه


·        To laugh without a reason..
بدون دلیل بخندید


·        To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوید که یه نفر داره از شما تعریف می کنه


·        To wake up and realize it is still possible to sleep for a
couple of hours.
از خواب پاشید و ببینید که چند ساعت دیگه هم می تونید بخوابید


·        To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنید که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره


·        To be part of a team.
عضو یک تیم باشید


·        To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنید


·        To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنید


·       
To feel butterflies! in the stomach every time that you see
that person.
وقتی "اونو" میبینید دلتون هری بریزه پایین

 
·        To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانتون سپری کنید


·        To see people that you like, feeling happy.
کسانی رو که دوستشون دارید رو خوشحال ببینید


To use a sweater of the person that you like and find that it still
smells of their perfume.

پلیورش رو بپوشید و ببینید هنوزم بوی عطرش رو میده


See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنید


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشید که بدونید دوستتون داره


To laugh .......laugh. .......and laugh ...... remembering stupid
things done with stupid friends.
یادتون بیاد که دوستان شوخ طبعتون چه کارهای بامزه ای کردند و بخندید و
بخندید و ....... بازم بخندید


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونیم


"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک مشکل نیست که حلش کرد بلکه یه هدیه است که باید ازش لذت برد

نوشته شده توسط كيميا ماني فر در جمعه شانزدهم اسفند 1387 |

مردِ عربی تصمیم گرفت که به مدینه برود و پیامبر ( صلی آلله علیه وآله ) را زیارت نماید.

‏در بین راه زیر درختی چند جوجه پرنده دید . آن ها را برداشت تا به عنوان هدیه برای پبامبر خدا ببرد . پرنده مادر ، وقتی جوجه هایش را در دست مرد ، اسیر دید ، به دنبال او به راه افتاد .

 

‏مرد به مدینه رسید . به مسجد رفت و پس از زیارت پیامبر ، جوجه ها را نزد ایشان گذاشت.

 

‏در این موقع ، پرنده مادر به سرعت فرود آمد . غذا یی را که به منقار گرفته بود، در دهان یکی از جوجه ها گذاشت و سپس به سرعت پرواز کرده و دور شد . پیامبر ( صلی الله علیه وآله ) و اصحاب همه نشسته بودند و این صحنه را مشاهده می کردند .

 

‏در این هنگام ، حضرت جوجه ها را آزاد کردند . بعد رو به اصحاب کرده و فرمودند :

 

‏مهر و محبت این مادر را نسبت به جوجه هایش چگونه دیدید؟

 

‏اصحاب عرض کردند : بسیار عجیب و شگفت انگیز بود .

‏حضرت فرمودند : قسم به خداوندی که مرا به پیامبری برگزیده مهر و محبت خدای عالم به بنده هایش هزار برابر این چیزی است که دیدید . او نسبت به بنده هایش رحیم‌تر است . (معارفي از قرأن، 106)

 

 

نوشته شده توسط كيميا ماني فر در چهارشنبه هفتم اسفند 1387 |

                             دست در دست خدا

  قلبها منزل نور                                                                دست ها رو به خدا

چشم ها غرق نیاز                                                           گوش ها محو صدا

(باز با نغمه زیبای اذان                                                       دل زدنیا بکنیم 

بنشینیم به سجاده ی موج                                               دل به دریا بزنیم

ز فراسوی نگاه خورشید                                                همه چون ماه شویم

ز کلامش بشتابیم به نور                                                همه همراه شویم)(۲)

                                                            ****

(دست در دست خدا                                                          بندگی تا به ابر   

چنگ بر حبل متین                                                         قل هو الله احد)(۲)

(رقص در وادی نور                                                       یکصدا و یکدل

همه پروانه صفت                                                            گرد شمعی از گل

رمز توحید کجاست؟                                                      وحده را گفتن

گفتن من هرگز                                                                همه جا ما گفتن)(۲)

                                                         ****

وه چه زیباست همه دوشادوش                            آسمان ها وزمین

شادمان از ته دل بانگ زنیم                                  مالک یوم الدین 

تو خودت بر همگان راه گشای                             نور افشانی کن

در رحمت بگشا بر همه کس                                عشق ارزانی کن

                                                                ****

قلبها منزل نور                                                          دستها رو به خدا

چشمها غرق نیاز                                                     گوشها محو صدا

                   

 

                                     

نوشته شده توسط كيميا ماني فر در دوشنبه پنجم اسفند 1387 |
 
 
نوشته شده توسط كيميا ماني فر در دوشنبه سی ام دی 1387 |

مصاحبه با بازیگر نقش حضرت یوسف

*** مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوي رشته مديريت است و براي ايفاي اين نقش آموزش‌هاي مختلفي را ديده و با حضور در كلاس‌هاي ورزشي و بدن‌سازي فيزيك خود را به اين نقش نزديك كرده است.
***
دنبال يك زندگي راحت هستم

تا مي گويي يوسف، همه چهره اي را مجسم مي كنند كه با ديدنش اگرچاقو به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد. ازاين قصه كه بگذريم، با خودم فكرمي كردم پيدا كردن يوسف ازميان خيل چشم رنگي هايي كه عرصه سينما را به دست گرفته اند خيلي هم نبايد سخت باشد.

يوسفي كه ازميان 3 هزارنفربراي مصاحبه مي آيد نيزيكي ازهمان چشم رنگي هاست كه با مو و ريش بلندش بيشترمرا به ياد مسيح مي اندازد. او خيلي اتفاقي گذارش به شهرپر وسوسه و خيال انگيزسينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني و دشوارشهرت براي او از راه نرسيده است. به همين خاطرمي شود هر جايي نشست و با او از يوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي بينيم ندارد.

گويا مو و چشم هاي رنگي اش را تيره كرده اند، مي گويد: زيبايي را گرفته اند تا معصوميت ببخشند.

دلش نمي خواهد او را از گروه همان چشم رنگي هايي ببينيم كه راه دشوارسينما را به خاطرزيبايي چهره شان يك شبه پيموده اند. مي گويد به ضابطه معتقد است و بيش از آن به سرنوشت.

ما هم نمي خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نا بازيگرشهرستاني معرفي كرده و[به قول خود زماني] با سليقه اي عمل كردن كينه خود را دردل او نشانده اند، بازيگري اش را به بوته ي نقد بكشانيم. مي نشينيم به انتظار و نقدها را مي گذاريم براي بعد. بازيگري بي شك مهارتي نيست كه بشود داشتن يا نداشتن را درچهره ي او جستجو كرد.

يوسفي كه حالا مي بينيم جوان 23 ساله اي است اهل فريدون كنار. اوشبيه همه جوان هاي دور و برم لباس پوشيده و يك غرورپنهاني را درتكان دادن هاي دست و حتي نگاه كردنش به آدم هاي ميزكناري مي بينم. تعجب نمي كنم وقتي مي گويد دو تا دوست بيشترندارد وهمكلاسي هايش مي گويند: فلاني به زمين هم فخر مي فروشد.با مصطفي زماني دريك شب زمستاني گفتگومي كنم. تا به خانه برسم به يوسفي فكرمي كنم كه تصويري كردن حقيقت زيبايي اش بي شك كار دشواري است ( كه شايد ازعهده ي هيچكدام ازاين خيل چشم رنگي ها برنيايد).

ازبين چند كانديدا انتخاب شديد ؟

اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار ازجلوي دفتراين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي ازدوستانم عكس مرا به آقاي سلحشورنشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و3 روزبعد دو تا ازسكانس هاي سريال را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگركانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. ازتاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري دراوايل بهمن همان سال، شرايط بسيارسختي داشتم. برخي عوامل اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبربايد يك بازيگرناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري وشهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.

با جلساتي كه گذاشتند وحمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس ازيك هفته هم بازيگرثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كارمي كنم.

از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟

من حس مي كنم اين نقش نيازبه كسي دارد كه بدون توجه به دوربين وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند نا خودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكترفكرنمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كارنيازبه آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم ومن اين كاررا پيشترانجام داده بودم. شايد به خاطرنوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگرحرفه اي نمي تواند اين نقش رابراي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر را بايد براي مردم بازي كرد.

فكرمي كنيد چهره تان چه ويژگي خاصي براي ايفاي اين نقش داشته است؟

قضيه يوسف يك قضيه باطني است. زيبايي ظاهري با توجه به زاويه ديد مردم تغييرپيدا مي كند. پس مطلق بودن را بايد دراين زمينه كنارگذاشت. و ديگراين كه بعضي چهره ها هستند كه بدون داشتن زيبايي ظاهري صميميت دارند. آدمها با آنها احساس نزديكي مي كند واين به انسانيت آدم ها برمي گردد. فكرمي كنم كارگردان بيشتردنبال همين بوده است كه ازاين نظرتا حدودي به خودم مطمئن هستم، به اضافه ي يك زيبايي ظاهري كه البته درگريم بسياري ازجذابيت هاي چهره پوشانده شده است. درواقع زيبايي دراينجا براساس فضاي پيرامون تعيين مي شود. براساس گريم فراعنه مصر وآدم هاي دور و براست كه زيبايي يوسف برجسته ي شود. ازطرفي بايد اين چهره براي مردم باورپذيرمي شد .اما خب كانديداهاي ديگري هم بودند كه چهره هاي بسيارزيبايي داشتند اما آن انرژي دروني را كه كارگردان دنبالش بود نداشتند وگرنه من خودم را ازنظرزيبايي درحد آدم هاي معمولي مي بينم.

فردا نیوز

 
مصاحبه جالب بود . ممنون از شما
نوشته شده توسط كيميا ماني فر در شنبه بیست و هشتم دی 1387 |

بچه ها یا بزرگ تر ها عکس های جالبی از یوسف پیامبر برای شما دارم.اگر چه مقدار کمی از آن ها تکراری اند.


مصطفی زمانی

مصطفی زمانی

عکسهای مصطفی زمانی

مصطفی زمانی

عکسهای مصطفی زمانی

مصطفی زمانی

کتایون ریاحی

مصطفی زمانی

مصطفی زمانی

بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

مصطفی زمانی

بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

کتایون ریاحی

بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

عکس های یوزارسیف حسین جعفری

بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

حسین جعفری

بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

حسین جعفری

حسین جعفری

عکس های سریال  یوسف پیامبر منبع:بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
عکسهای کتایون ریاحی

عکس های سریال  یوسف پیامبر منبع:بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

عکسهای مصطفی زمانی

عکس های سریال  یوسف پیامبر منبع:بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

عکسهای یوسف و زلیخا

عکس های سریال  یوسف پیامبر منبع:بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

عکسهای یوسف و زلیخا

عکس های سریال  یوسف پیامبر منبع:بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

عکسهای یوسف و زلیخا

عکس های سریال  یوسف پیامبر منبع:بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

تصاویر زلیخا

عکس های سریال  یوسف پیامبر منبع:بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

مصطفی زمانی

عکسهای جدید مصطفی زمانی
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

مصطفی زمانی

بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

مصطفی زمانی

بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
عکسهای جدید سریال یوسف پیامبر
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

عکسهای بازیگران سریال یوسف ، مصطفی زمانی
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
عکس های سریال یوسف پیامبر (ع)
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

عکس های سریال یوسف پیامبر (ع)

بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
عکسهای سریال یوسف پیامبر
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
عکسهای یوسف پیامبر
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
عکسهای یوزارسیف
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
عکسهای مصطفی زمانی

عکسهای مصطفی زمانی
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
عکسهای مصطفی زمانی

بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
عکس های یوسف پیامبر
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
عکسهای جوانی یوسف پیامبر
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

عکسهای سریال یوسف پیامبر (ع)

بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
 
مصطفی زمانی
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
تصاویر سریال یوسف پیامبر (ع)
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com
مصطفی زمانی
تصاویر
سریال یوسف پیامبر (ع)
بزرگترین پاتوق عکس و کلیپ:kamnazir.blogfa.com

مطالب مرتبط:
کلیپی از حساس ترین نقطه سریال یوسف پیامبر(یوسف و زلیخا)
نقد و بررسی سریال یوسف پیامبر
گزارشی کامل از اکران فیلم ها در تابستان و پاییز هالیوود
سری جدید عکسهای سریال یوسف پیامبر مورخه 2 آذر
چند عکس بدون گریم از مصطفی زمانی
نوشته شده توسط كيميا ماني فر در شنبه چهاردهم دی 1387 |
و این هم حسین جعفری ، بازیگر نقش یوزارسیف در نوجوانی
البته بدون گریم!
برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  www.pacyrus.com.jpg
مشاهده: 945
حجم:  53.4 کیلو بایت
نوشته شده توسط كيميا ماني فر در جمعه بیست و نهم آذر 1387 |
بچه هاااااااااااااا ببینید چیکاااااااااااااااااااار کردم من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  22141_3317.jpg
مشاهده: 5853
حجم:  88.6 کیلو بایت

اینم مصاحبه مصطفی زمانی با دو تا عکس تووووووووووووووووووپ:

*دوستان مطبوعاتي ام مي گفتند اهل مصاحبه نيستيد؟

راستش مدت زيادي هست كه مصاحبه نكرده ام...

*خوب اينكه نكته خوبي نيست كه با رسانه ها ارتباط نداريد؟

نه اينكه مصاحبه نكنم ...بلكه انتخاب نشريه برايم بسيار مهم است چرا كه ديده ام در برخي مصاحبه ها دخل و تصرف صورت مي گيرد و برخي حرف ها عوض مي شوند.

با اين اوصاف پس اهل مصاحبه هستيد؟

بله من يك مصاحبه مفصل با نشريه رويش انجام دادم و عكس خاصي هم براي روي جلد آن آماده كرديم و بسياري حرف ها را در آنجا زده ام كه ديگر نيازي نيست تكرار شوند مي تواند منبع خوبي باشد.

چرا در سريال اينقدر چهره تان را عوض كرده اند

نظر كارگردان اين بود.وقتي به من گفتند كه انتخاب شدم تصور كردم بخاطر رنگ چشمهايم مرا قبول كردند در حاليكه كارگردان تست گريم من را با لنز قهوه اي پسنديده بود. مو و چشم هايم را تيره كرده اند تا به چهره ام معصوميت ببخشند

شما چند سال داريد .. اهل كجاييد

24 سال و اهل فريدون كنار هستم .

براي انتخاب يوسف هر روز اخبار مختلفي منتشر مي شد يادتان هست ازبين چند كانديدا براي اين نقش انتخاب شديد ؟

اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار ازجلوي دفتراين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي ازدوستانم عكس مرا به آقاي سلحشورنشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و3 روزبعد دو تا ازسكانس هاي سريال را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگركانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. ازتاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري دراوايل بهمن همان سال، شرايط بسيارسختي داشتم. برخي عوامل اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبربايد يك بازيگرناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري وشهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.با جلساتي كه گذاشتند وحمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس ازيك هفته هم بازيگرثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كارمي كنم.

از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟

من حس مي كنم اين نقش نيازبه كسي دارد كه بدون توجه به دوربين وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند نا خودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكترفكرنمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كارنيازبه آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم ومن اين كاررا پيشترانجام داده بودم. شايد به خاطرنوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگرحرفه اي نمي تواند اين نقش رابراي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر را بايد براي مردم بازي كرد.

دستمزدتان چقدر بود؟

(با خنده) اين مسايل را نمي توانم بگويم .. ولي رقم زيادي نبود .
برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  qxa70w4k68yz1rn0o0hfj.jpg
مشاهده: 4240
حجم:  40.7 کیلو بایت

كار با سلحشور چگونه بود ايا حاضريد دوباره با او كار كنيد؟

من حتما در اولين فرصت نسبت به او اداي دين مي كنم ....آقاي سلحشورترجيح مي داد كار براساس ديد ايشان پيش برود نه بازيگر.

چند بار فيلمنامه را خوانده ايد؟

حدود 13 بار.

دراين زمينه مطالعه ديني هم داشتيد؟

مطالعه ي ديني زيادي نداشتم. اما كتابهاي مختلفي خواندم ازجمله خود قرآن. ازطرفي فيلمنامه براساس شرايط نوشته مي شود نه واقعيت. بين آنچه درفيلمنامه هست و آنچه ممكن است با مطالعه عميق به دست بيايد، گاه دوگانگي وجود دارد كه عوض كردنش سخت است. واقعيت گاه باورپذيرنيست. مثل واقعيت رو گرداندن يوسف از زيباترين زن مصر. بايد آن را به ذهن مردم جامعه نزديك كرد، به مردمي كه داراي طبيعت وغريزه انساني هستند. من سعي كردم فيلمنامه نوشته شده را به خودم بقبولانم.

پيش از شروع فيلمبرداري چقدر تمرين داشتيد؟

درمدت 6 ماه قبل از فيلمبرداري، دو تا معلم بازيگري و يك مربي سواركاري به صورت خصوصي داشتم. آقاي داوود دانشور يكي ازاستادان بازيگري ام بود كه من آشنايي با تئوري سينما را مديون او هستم. شمشيربازي را هم با خود كارگردان تمرين كرديم.

اولين صحنه اي كه بازي كرديدكدام صحنه بود؟

اولين صحنه داخلي زندان بود كه خبري براي من مي آورند مبني براين كه زليخا دستور داده شما را شكنجه كنند. اين اولين پلاني بود كه بازي كردم.

دراين مدت با عوامل مشكلي نداشته ايد؟

بعضي ها بودند كه الان نيستند وخيلي دلشان نمي خواست كه من اين نقش را بازي كنم. آنها اغلب سينمايي بودند. البته من اوايل آدم بسيارخشكي بودم. فكرمي كردم اگر روابطم بيش از يك سلام وعليك باشد ممكن است اين تصورپيش بيايد كه به خاطرگرفتن نقش حاضرم اخلاقم را زير پا بگذارم و اين موجب ناراحتي خيلي ها شده بود. اما الان به همه ي آنها احترام مي گذارم.

بازيگر نقش كودكي يوسف هم با شما نسبت فاميلي دارد. او چگونه انتخاب شد؟

بله، پسرعمه ي من است. پس ازحدود 2 سال همديگررا دريك مجلس عروسي ديديم و من حس كردم آن معصوميتي كه اينها دنبالش هستند درچهره ي اوهست. همان جا چند تا ديالوگ به او دادم كه خيلي خوب جواب داد وگفت بازيگراول استان مازندران بوده است. به اين ترتيب او را معرفي كردم و با تستي كه ازاو گرفتند، ظرف 3 روزجلوي دوربين رفت.

پيش از اين پروژه مشغول چه كاري بوديد؟

دررشته مديريت صنعتي دانشگاه غيرانتفاعي تحصيل مي كردم و حسابدار يك شركت كوچك بودم.

تجربه ي سينمايي هم داشتيد؟

نه. فقط چند بارتئاترهاي مدرسه و دانشگاه بازي كرده بودم.

پيشنهاد ديگري نداشتيد؟

قبل ازيوسف 3 تا كارسينمايي به من پيشنهاد شد كه هرسه تجاري بودند. شايد هم بدم نمي آمد بازي كنم. اما روز آخر بازيگر ديگري را انتخاب كردند. حتي يك باركه براي بستن قرارداد رفته بودم، گفتند ما با فلاني قرارداد بسته ايم درحالي كه به من قول داده بودند. خيلي اذيت شدم. حتي به جرأت مي توانم بگويم ازتيرماه 83 كه قرارداد اوليه را براي يوسف بستم تا موقعي كه جلوي دوربين رفتم، سخت ترين روزهاي زندگي من بود. واقعاً دلم مي خواهد به آنهايي كه درعالم سينما جايگاه بالايي پيدا كرده اند بگويم: اگربخواهند رسم دنيا را به نا حق به هم بريزند، ازهمان جا كه هستند زمين مي خورند. من با همه ي سختي ها ازكسي گله مند نيستم و حاضرنبودم به خاطر پذيرفتن اين نقش، پا روي اصول اخلاقي و زندگي ام بگذارم.

بعد از يوسف دلتان مي خواهد چه نقشي را بازي كنيد؟

دوست دارم نقش يكي ازرجال بزرگ ايراني با تفكرات ايراني را بازي كنم.

حال کردید نه؟
__________________
پاسخ با نقل قول
 
قدیمی November 19th, 2008, 10:25   #8
sara
مدیر بخش کامپیوتر و اینترنت
 
sara آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Jan 1970
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 765
تشکرها: 20
50 بار در 40 پست از ایشان تشکر شده
امتیاز: 39
sara بزودی مشهور میشه
مدال های افتخار
پیش فرض یوزارسیف

اینم عکس جدید آقای مصطفی زمانی (یوزارسیف)

نام: www.pacyrus.com.jpg نمایش: 10804 اندازه: 107.2 کیلو بایت
نوشته شده توسط كيميا ماني فر در جمعه بیست و نهم آذر 1387 |